محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
609
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
أ ليس من الواجب المستحقّ * ثناء العباد على المنعم ؟ ! « 1 » و چنين مىيابيم كه اهمّيّتى را كه مؤمن صحيح الايمان به سعادت مربوط مىداند ، هيچ چيزى را تجسّم نمىبخشد ، جز يك سود ( به ظاهر ) فرعى و ثانوى و يا زيادى كه ممكن است عند اللزوم از آن بىنياز باشد ! آن چيزى كه ممكن است بزرگترين هدف ذات مورد نظر او - يعنى كسب رضاى خدا - را تهديد كند . اين موضعگيرى عاقلانه و ارزشمند كه با يك ديد الگوى والاى خالص به نظر مىآيد و اوج گرفتن فطرت محض است . اين موضع به كاملترين صورت در دعاى زيباى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جلوهگر است ، موقعى كه مردم نسبت به دين او كافر شدند و منكر حقيقتى شدند كه از طرف خدا آورده بود و او را با بدترين شكنجهها آزردند . از پروردگار خود چنين درخواست كرد : « خداوندا ! از ضعف نيرو و كمى چاره و خواريم در نظر مردم به تو شكايت مىكنم ، اى بخشندهترين بخشايندگان . به چه كسى مرا وامىگذارى ؟ به دشمنى كه با من با خشونت برخورد مىكند و يا به خويشاوندى امر مرا مىسپارى ؟ اگر تو از من ناراضى نباشى ، من هيچ باكى ندارم ؛ جز اينكه خداوندا عافيت تو و لطف تو بسى گستردهتر است براى من ! » « 2 » . بايد به مطلبى ژرفتر توجّه كنيم و از خود دربارهء مرتبه و درجهء اين اميد به سعادت آينده و اهمّيّت آن بپرسيم تا بدانيم كه چه وقت ممكن است از نظر مؤمن انگيزهء مستقل و شايستهاى به وجود آيد كه ارادهء او را به تنهايى رهبرى كند . امّا از جهتى كه قرآن به جريان مىاندازد و تربيت مىكند ، دو شرط براى استحقاق سعادت ابدى لازم است : پاكيزگى قلب و ايمان دائم تا لحظهء مردن ، بهويژه در آخر عمر . پس بايد ديد كدام انسان است ، ادّعا كند كه به يقين هر دو شرط را داراست و از همهء مردم
--> ( 1 ) - اين اشعار منسوب به امير المؤمنين ، علىّ بن ابى طالب عليه السّلام است ، ر ك : بحار الانوار : 78 / 69 ، حديث 163 و كتاب « التّخويف من النار » از ابن رجب حنبلى ، ص 17 . يعنى : گيرم كه پيامبرانى مبعوث نشده و از طرف خدا نيامده بودند - و شعلهء آتش دوزخ برافروخته نبود - آيا واجب و سزاوار نبود - كه بندگان خداوندى را كه اين همه نعمتها را ارزانى داشته است ، ستايش نمايند ؟ ! ( 2 ) - ر ك : جامع الصّغير : 1 / 221 ، حديث 1483 ، و اين عبارت دعاست كه ما برگزيديم ( مترجم عربى ) ر ك : كتاب الدّعاء ، طبرانى : 315 ؛ كنز العمّال : 2 / 175 ، حديث 3614 ؛ المصنّف ابن ابى شيبه : 7 / 85 ، حديث 6 ؛ السّيرة الحلبيّه : 2 / 268 ؛ تفسير طبرى : 1 / 554 ؛ تفسير قرطبى : 16 / 211 ؛ فيض القدير : 2 / 119 ؛ الأحاديث المختاره : 9 / 181 .